خاله حنا به حنا گفت حنا پاشو بیا غذاتو بخور حنا گفت من غذا نمیخورم.
اخه حنا دلش غصه داشت
دل حنا خیلی بزرگ بود
حنا دلش دریا میخواست
شاید میخواست دلتنگیهاشو به دریا بگه
نمیدونم...
ولی دریا هم طاقت اشکای اونو نداره.
گارداش حنا به حنا گفت حنا پاشو بیا غذاتو بخور حنا گفت من غذا نمیخورم.
اخه اونم دلش دریا میخواست
دریا مال اونه
میخواست باز خیس دریا بشه
اخه همیشه تا پیش مهتاب شنا میکرد
مهتاب بالا می اومد و اون خسته به ساحل بر میگشت
ولی تا دلش میخواست پیش مهتاب فریاد میزد.
پاریکال به حنا گفت حنا پاشو بیا غذاتو بخور حنا گفت من غذا نمیخورم.
و بلاخره حنا غذاشو نخورد شاید هم از غذاهایی که ما میخوریم نمیخورد.
نمیدونم...
قصه حنا دختری در مزرعه
یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود.
مادر حنا به حنا گفت حنا پاشو بیا غذاتو بخور حنا گفت من غذا نمیخورم.
یه علی کوچولو بود و یه سیامک بندری که پسر خاله بودن. سیامک آرزوش این بود که آشغالی بشه.
من همش بهش حسودیم می شد اخه درسش خیلی خوب بود و هی تن تن جایزه می گرفت.
برگشتن شهرشون٬ اومدن خونمون. سرش خورد لبه پنجره ایوون شکست ٬ خون اومد(دلم خنک شد )
بزرگ شدیم.
از مدرسه فرار می کرد با موتور گازی می اومد دنبالم می رفتیم ته پارک بیخ دیفار. خیلی ها بودن ٬ حمید هم بود با دچرخه باباش می اومد .
پدر حنا به حنا گفت حنا پاشو بیا غذاتو بخور حنا گفت من غذا نمیخورم.
موهای حمید زیاد بود ٬ کتیرا درست می کردن.
بهم معرق یاد داد.
می رفتیم قبرستون ٬ خونه داشتیم اونجا.
تو آشپذخونه سیامک اینا ٬ رو کابینت ٬ زیر هواکش می نشستیم. فریدون فروغی گوش میدادیم....
فرزان و غلام هم بودن. حمید هم سر دستمون بود. ( ۷ کلاه عقاب)
بزرگتر شدیم.
سیامک رفت سربازی ٬ خیلی غصمون شد. گریه کردیم.
حمید گفت زود برمیگرده ولی خودشم رفت. من تنها موندم.
وقتی برگشتن من رفتم. عجب شیر بعدشم تهروووون.
داشتم از کلاس برمیگشتم تو میدون انقلاب یه بیوک سفید تهران ۲۹ بوق زد ٬ بهنام تو ماشین بود. نشستم. ( بی خیال پادگان)
گفتم: این پسره کیه.
گفت: امیر.
گفتم: اصلا ازش خوشم نمیاد اخه خیلی جدی بود.
میل سوپاپ سوزوکی رو دادیم تراشکاری.
پسر عموی حنا به حنا گفت حنا پاشو بیا غذاتو بخور حنا گفت من غذا نمیخورم.
اره حاج داداش ٬ قصه خیلی وقت بود شروع شده بود ما خبر نداشتیم.
برگشتم.
یواش یواش داشت ازش خوشم می اومد ٬ رفتیم حیران ٬ برف اومده بود ٬ کلید نیاورده بودیم ٬ از بالکن رفتیم تو. واسه اولین بار نشستم باهاش. واسمون خوند . تازه اونجا فهمیدم که این امیر اصلا عقل نداره.
خیلی ازش خوشم اومد.خیلی رفیق شدیم. بازم نشستیم.
با ۲۰۶ رفتیم ساحل انتهای بلوار. خیلی غصه خوردیم.
گریه کردیم ٬ خندیدیم ٬ زندگی کردیم ٬ چرخیدیم و چرخیدیم تاااااااااااا
هریسون اومد تو قصه... باهاش چه کارا که نکردیم...
سپر اتوبوسو کندیم...
رو پل پرشیارو داغون کردیم...
امیر می رفت پشت من از اینور می روندم...
تو شهرمون پرایدا سپر ندارن...
سگ حنا به حنا گفت حنا پاشو بیا غذاتو بخور حنا گفت من غذا نمیخورم.
حمید رفت مکه
زنجیرشو داد به امیر رفیق شدن.
حاج داداشم دوباره رفت مکه
اخ اخ اخ...
اتاق اتاق اتاق...
اره بچه های خوبم ٬ قصه حنا تازه از اینجا شیرین ترشد ٬ اخه...
هاج زنبور عسل به حنا گفت حنا پاشو بیا غذاتو بخور حنا گفت من غذا نمیخورم.
زندگیمون شد اتاق
امیر از مکه برامون جایزه آورد .
حمید دوباره برگشت پیشمون.
امیر از مکه می گفت سیامک از شریعتی حمید از همه چی...
تازه فهمیدم اصلا بزرگ نشدم. بزرگم کردن.
نمیدونم کدوم ...ی بود گفت وبلاگ بنویسیم
شبا می رفتیم خلیل. همش صحبت از قالب و پست و کامنت و نوا...
نوا!؟؟
گفتم فیلمه. یه موتور سوار کلاه به سر که هممونو سر کار گذاشته...
خر بودم. نفهمیدم یه فرشته آسمونیی که خدا برامون هدیه فرستادتش.
شدیم تفنگدار...
با هریسون هم رفتیم ساحل ته بلوار. من خیلی خوشحال شدم.
اره بچه های خوبم اون شب حنا غذا نخورد ولی با همه این احوالات...
سلنتی پیتی به حنا گفت حنا پاشو بیا غذاتو بخور حنا گفت من غذا نمیخورم که نمیخورم.
تولدت مبارک...
با صدای بی صدا
مثل یه کوه بلند
مثل یه خواب کوتاه
یه مرد بود یه مرد ...
ای بادهای سرد مخالف من ایستاده ام
این سینه ام ، که خنجرتان را فرو کنید.
فکر کن...
نیمه های شب
وسط دشت کویر ( اردکان به دامغان)
نور مهتاب کویر رو روشن کرده،طوری که میتونی با چراغهای کوچیک هم جاده رو ببینی
رادیو، راه شب
باد خنک از پنجره نیمه باز صورتت رو نوازش میده
بوی خاک...
چراغ اتاق روشن
یه استکان چای داغ ، یه نخ سیگار ...
انگار این ور شیشش یه دنیای دیگست یه دنیای کوچیک قشنگ که میتونی از توش خیلی جاها رو ببینی یه دنیای کوچیک که مال خود خود خودته یه دنیای کوچیک که میتونی همه جا با خودت ببریش
انگار جاده کمی شیب داره
دنده: over + 6 دور موتور: 20 26 تن بار (بشگه مواد)
وقتی با این سرعت پیش مرگ این غول 40 تنی هستی وقتی میدونی یه ترکیدگی لاستیک، یه اشتباه، یه چرت کوچولو، میتونه ... وقتی میدونی زندگیت به یک پیم فولادی 5سانتی بنده احساس خوبی بهت دست میده تازه میفهمی هنوز زنده ای هنوزداری نفس می کشی وباید زندگی کنی
وقتی میدونی اگه ماشینت خراب بشه جز خدا وکویر هیچ کس فریادت رو نمی شنوه تازه قدر ماشینت رو می دونی. تازه قدر خدا رو میدونی
آروم آروم پلکات دارن سنگین میشن ولی نه، خواب نه هیف این شب قشنگ نیست بگیری ...بخوابی
یه چای،یه سیگار پینک فلوید( Amused To Death) ........
کاش هرگز شب تموم نمیشد کاش هرگز جاده تموم نمی شد می رفتم، می روندم، تا ابد می اندیشیدم به خاطراتم، خاطرات زیبا به دلتنگی ها، دلتنگیهایی به رنگ کویر به دردها، دردهای مدام.
ولی انگار عمر شب به سر رسیده هوا داره روشن میشه چراغ ها خاموش
گرمای نورافتاب سرخ نیمه برامده از ته کویر، از پنجره سمت شاگرد به صورتت میخوره.
اخ که چه زیباست این کویر طلوع کویر غروب دلگیر کویر کویر یعنی دلتنگی کویر یعنی غربت کویر یعنی تنهایی کویر فرصتی برای اندیشیدن کویر فرصتی برای گریستن کویر یعنی زندگی کویر یعنی خدا کویر... کویر...
اخرین توقفگاه اخرین پمپ بنزین پایان جاده پایان کویر و...مقصد
پایان یک شب زیبا و شروع یک روز داغ
حالا یه صبحانه توپ می چسبه، نه؟
"به یاد ممد"
--------------------------------------------------------------------------------
آشتی
به کسی بر نخوره...
من یکی پنجرم و میبندم
این همه پنجره باز بسه
من به قاب اینه می خندم
به کسی بر نخوره...
من یکی پیش خودم می مونم
در شب بی کسی و بی حرفی
برای دل خودم می خونم
به کسی چه این صدا این حنجره مال منه
کی مثل من لحظه هاشو زیر اواز می زنه
کی به جز من میتونه خاطره هاشو بشموره
جز خود من کی به فکر موندن و سر رفتنه
به کسی بر نخوره...
اکه تنهایی خوبی دارم
اگه از خلوت خود سر مستم
اگه چون پروانه بی ازارم
به کسی بر نخوره...
اگه دستم پر عطر یاسه
اگه در پیله خود خوشبختم
کسی جز من، من و نمی شناسه
به کسی بر نخوره...
اگه من اهل خراب ابادم
شجره نامه من مال منه
به کسی چه من یکی ازادم
خواب بودم بیدار شدم آشتی کردم با خودم
خواب بودم بیدار شدم آشتی کردم با خودم...
"شهیار قنبری"
و اما موتور ولوو اف هاش ۱۲

یک موتور 6 سیلندر خطی 460 اسب که اگه توجاده سر به سر رانندش گزاشته باشید مطمئنا از قدرت بالا و چالاکی اون خبر دارید.
خیلی ها میگن که بزرگترین ایراد این موتور یک تکه بودن سر سیلندر اونه چون سنگین و جا به جایی ان نیاز به جرثقیل داره و در صورت خراب شدن کل سر سیلندر باید تعویض شود.
ولی به نظر بنده بزرگترین مزییت این موتور یک تکه بودن سر سیلندراونه . چون این موتور طراحی خاص و سیستم منحصر به فردی دارد.در این موتور میل سوپاپ بر روی سر سیلندر قرار دارد و توسط یاتاقان هایی به سرسیلندر بسته شده است. حال اگر سر سیلندر دو تکه یا شش تکه باشد میل سوپاپ درست بر روی سرسیلندر بسته نخواهد شد و امکان چرخش برای میل سوپاپ وجود نخواهد داشت.
با توجه به اینکه میل سوپاپ بر بالای سر سیلندرقرار گرفته ، میل تایپیت ها و استکانی ها و... حذف گردیده و به واسطه ان شاطون هایی کوتاه برای موتور طراحی شده که باعث افزایش قابل توجه قدرت موتور و چالاکی بیشتر ان گردیده. ودر ضمن،میل سوپاپ در بالای سرسیلندر به فرایند سوخت رسانی هم کمک میکند .
( البته سرسیلندرش حلا حالاها خراب نمیشه اگرم بشه غمی نیست ماها به مکانیک های ایرانی ایمان داریم )
سیستم سوخت رسانی:
در سیستم سوخت رسانی این موتور پمپ انژکتور عملا حذف گردیده و به جای ان سوزن انژکتورهای منحصربه فردی طراحی گردیده که کار پمپ انژکتور را انجام میدهد.
این سوزن ها از چهار قسمت اصلی تشکیل شده اند:
1- فنر
2- قسمت مکانیکی که سوخت را پمپاژ می کند.
3-قسمت الکترونیکی که از یک بوبین و سوکت مربوط به ان تشکیل یافته.
4-سوزن انژکتور یا همان سوزن فارسونگاه
نحوه عملکرد این سوزنها به این صورت است که ، وقتی سوخت از طریق مجاری سر سیلندر وارد فارسونگاه میشود با توجوه به اینکه میل بادامک روی سرسیلندر قرار دارد و شش بادامک ، مخصوص سوزن روی ان تعبیه شده توسط ضربه الاکلنگی ها روی فنر ، قسمت مکانیکی، سوخت را پمپاژ کرده وسوزن انژکتور که در ته ود اخل سیلندر قرار دارد سوخت را وارد محفظه احتراق می کند .
به همین دلیل fh همیشه تو جاده یه سرو گردن از بقیه بالاتره.
میدونم که هیچی نفهمیدین . راستشو بخاین خودمم نفهمیدم چی گفتم. خدایی اگه مهندس های سوئدی این مطالبو ببینن خفم میکنن.
علی
سوپر توربو شارژر معجزه موتور دیزل:
یکی از موثر ترین راه ها برای افزایش اسب بخار موتورها افزایش مقدار هوا و سوختی است که در سیلند آن ها می سوزد برای رسیدن به این هدف اغلب خودرو سازان تعداد سیلندرها یا حجم آنها را افزایش داده اما این روش مقبول به صرفه نبوده و افزایش مصرف سوخت و آلایندگی زیاد را به دنبال دارد به همین منظور ساده ترین و به صرفه ترینترین راه استفاده از توربوشارژر است.
توربو شارژر مانند قلب هوا را به داخل سیلندر دمیده یا پمپ می کند که عملا مرحله مکش توسط سیلندر حذف شده و این عامل مهم افزایش توان موتور به شمار می آید به طور معمول توربوشارژر ها فشار هوا را شش تا هشت پوند براینچ فشرده تر می کنند با توجه به اینکه فشارمعمولی اتمسفر7/14 پوند بر اینچ در سطح دریا می باشد وا ضح است که با این روش می توان 50 درصد بیشتر هوا وارد موتور کرد به علت افزایش فشار هوا که این خود موجب افزایش 50 درصدی توان موتورمی شود
توربو شارژرها از لحاظ تئوريک ميتوانند توان موتور را بين ۴۰ تا ۵۰ درصد بهبود بخشند که در عمل اين ميزان به ۳۰ تا ۴۰ کاهش مييابد.
توربو شارژر ابتدا در موتور دیزلی کار برداشت اما با ایجاد اصلاحاتی اینک در اغلب اتومبیل های پر قدرت و حتی اتومبیل های خانوادگی می توان از توربو شارژر استفاده کرد.
نحوه عمل کرد توربو شارژر:
یک توربو شارژر از دو قسمت اصلی تشکیل شده است: توربین و کمپرسور که توسط یک شفت به یکدیگر متصل اند توربو شارژر در حقیقت توربینی است که به وسیله گازهای اگزوز به حرکت در آمده و یک کمپسور گریزاز مرکز را که توسط یک شفت (ميل گردان) به آن اتصال یافته می چرخاند کمپرسور نیز هوا را از مرکز تیغه هایش به داخل کشیده و توسط پره های خود در حین چرخش به بیرون پرتاب می کند.
.سرعت چرخش در اين توربين ها گاه به ۱۵۰۰۰۰ دور در دقيقه ميرسد که ٣٠ برابر سریع تر از دور موتور.
مزایای توربو شارژر ها:
با صرفه نظر از افزایش توان خودرو کمک توربو شارژر به موتور در ارتفاعات است با توجه به اینکه در ارتفاعات غلظت هوا کم است به موتور کمک می کند تا دچار کاهش قدرت نشود در ارتفاعات برای هر مکش پیستون جرم کمتری از هوا را به داخل سیلندر می کشد حتی با پرشدن سیلندر از سوخت به علت کمبود اکسیژن احتراق کامل صورت نمی گیرد بنا براین توربو شارژر این کمبود را جبران کرده و موتوربا شرایط عادی کار می کند
سیستم اینتر کولر:
از انجا که هواي کمپرس شده از گازهاي خروجي موتور تامين ميشود لذا داراي درجه حرارت بسيار بالايي است و به همين جهت در خروجي کمپرسور يک خنک کن مياني تعبيه ميشود.
هدف از کار توربو شارژر فرستادن بیشتر مولکول هوا به سیلندر است نه بیشتر کردن فشار هوای ورودی به موتور. افزایش فشار هوا در توربو شارژر ها تا حدودی ناشی از افزایش دمای هوای کمپرس شده قبل از ورود به موتوراست بنابراین استفاده از اینتر کولر برای پایین آوردن دمای هوا و متراکم کردن آن بسیار موثر خواهد بود. اینتر کولر در حقیقت یک وسیله جانبی است شبیه به رادیاتور که بعد از کمپرس قرار داشته و هوا پس از عبور از کمپرسور از داخل گذرگاه های آبندی شده که هوای خنک جریان دارد عبور می کند و با انتقال حرارت خنک می شود و در فشار معین تعداد مولکول هایش افزایش می یابد.
علی
موتور دیزل
موتورهای دیزل ، به انوع گستردهای از موتورها گفته میشود که بدون نیاز به یک جرقه الکتریکی میتوانند ماده سوختنی را شعلهور سازند. در این موتورها برای شعلهور ساختن سوخت از حرارتهای بالا استفاده میشود. به این شکل که ابتدا دمای اتاقک احتراق را بسیار بالا میبرند و پس از اینکه دما به اندازه کافی بالا رفت ماده سوختنی را با هوا مخلوط میکنند.
اکسیژن از طریق مجاری ورودی موتور وارد محفظه سیلندر میشود و سپس بوسیله پیستون فشرده میگردد. این فشردگی آنچنان زیاد است که باعث ایجاد حرارت بسیار بالا میگردد. سپس عامل سوم یعنی ماده سوختنی به گرما و اکسیژن افزوده میشود که در نتیجه آن سوخت شعلهور میشود.
مراحل کار موتورهای دیزل چهارزمانه
زمان تنفس:
پیستون از بالاترین مکان خود (نقطه مرگ بالا) به طرف پایینترین مکان خود در سیلندر (نقطه مرگ پایین) خرکت می کند در این زمان سوپاپ تخلیه بسته است و سوپاپ هوا باز است. با پایین امدن پیستون یک خلاسی در سیلندر ایجاد میشود و هوای خالص از طریق مجرای سوپاپ هوا وارد سیلندر میگردد. در انتهای این زمان سوپاپ هوا بسته شده و هوای خالص در سیلندر حبس میگردد.
زمان تراکم:
پیستون از نقطه مرگ پایین به طرف بالا (تا نقطه مرگ بالا) حرکت میکند و در حالیکه هر دو سوپاپ بستهاند (سوپاپ هوا و سوپاپ تخلیه) هوای داخل سیلندر متراکم میگردد و نسبت تراکم به 15 تا 20 برابر میرسد. فشار داخل سیلندر تا حدود 40 اتمسفر بالا میرود و بر اثر این تراکم زیاد حرارت هوا داخل سیلندر به شدت افزایش یافته و به حدود 600 درجه سانتیگراد میرسد.
زمان قدرت :
در انتهای زمان تراکم در حالیکه هر دو سوپاپ همچنان بستهاند و پیستون به نقطه مرگ بالا میرسد مقداری سوخت روغنی (گازوئیل) به درون هوا فشرده و داغ موجود در محفظه احتراق پاشیده میشود و ذرات سوخت در اثر این درجه حرارت زیاد محترق میگردند. پس از خاتمه تزریق سوخت عمل سوختن تا حدود 3/2 از زمان قدرت ادامه پیدا میکند.
فشار زیاد گازهای منبسط شده (به علت احتراق) پیستون را به طرف پایین و تا نقطه مرگ پایین میراند. حرکت پیستون از طریق شاتون به میللنگ منتقل میشود و موجب گردش میللنگ میگردد. در این مرحله حرارت گازهای مشتعل شده به 2000 درجه سانتیگراد میرسد و فشار داخل سیلندر تا حدود 80 اتمسفر افزایش مییابد.
زمان تخلیه :
با رسیدن پیستون به نقطه مرگ پایین در مرحله قدرت ، سوپاپ تخلیه باز میشود و به گازهای سوخته تحت فشار اولیه اجازه میدهد سیلندر را ترک کند. پس پیستون از نقطه مرگ پایین به طرف بالا حرکت میکند و تمام گازهای سوخته را بیرون از سیلندر میراند. در پایان پیستون یکبار دیگر به طرف پایین حرکت میکند و با شروع زمان تنفس سیکل جدیدی آغاز میگردد.